گناهان و کیفرهای آن یک گونه نیست، عبادات نیز همین طور است. قرآن در برخی آیات می فرماید اگر فلان عمل خوب را انجام دهید، دو برابر به شما می دهم «فَأُولئِکَ لَهُمْ جَزاءُ الضِّعْف»؛ ضعف به معنای دو برابر است. یک جا می فرماید در برابر قرض الحسنه چند برابر (اضعاف) به شما پاداش می دهم «مَنْ ذَا الَّذی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً کَثیرَة؛ کیست آن کس که به [بندگانِ] خدا وام نیکویی دهد تا [خدا] آن را برای او چند برابر بیفزاید؟» در آیه ای دیگر می فرماید 10 برابر جزای پاداش خیر می دهم «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها؛ هر کس کار نیکی بیاورد، 10 برابر آن [پاداش ] خواهد داشت»

همواره باید نسبت به کارهای خیر مراقبت کرد و کارهای بد را خُرد نشمرد. اگر کار انسان لنگ می زند انسان تحلیل کند چه دلی را سوزاند و یا نفرین چه کسی شاملش شد. یا اگر احساس می کند در نماز حضور قلب ندارد باید ببیند اشکال کارش از کجاست. امام سجاد در دعای ابوحمزه ثمالی می فرماید با هر کسی صحبت می کنم با نشاطم، اما زمانی که به نماز می آیم، حواسم پرت می شود و بی حالم. سپس 11 دلیل می آورد. یک جا می فرماید وقتی تکبیر می گویم صادقانه نمی گویم و در مقام کذب هستم لَعَلَّک وَجَدْتَنِی فِی مَقَامِ الْکَاذِبِین؛ به زبان تکبیر می گوییم، اما به دل نه. یا شاید در یک مجلس باطل گرایان نشستم، مجلسی که درون آن حرف های باطل زده می شود. لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی آلِفَ مَجَالِسِ الْبَطَّالِین.

بنابراین باید حساب کنیم کجای کار را کم گذاشتیم و سریع جبران کنیم. خداوند هم سریع راضی می شود و عذرمان را می پذیرد. در دعای کمیل می خوانیم یا سَریعَ الرّضا؛ ای کسی که سریع راضی می شوی. همچنین در قرآن خداوند خود را دوستدار توابین معرفی می کند و می فرماید «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابین» یا در جای دیگر خود را قبول کننده خطای توبه کاران «قابِلِ التَّوْبِ» معرفی می کند.

اگر از خداوند درخواست می کنیم حال مرا به بهترین حال تغییر بده دست شما هم است. وقتی در دلت کینه است، چگونه حالت را تغییر دهد؟ می گویی قلب دیگران را نسبت به من صاف کن، اما آیا قلب خودت را نسبت به دیگران صاف کردی؟ یکسری مشکلات دست خودمان است.