آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خویی

ولادت و زندگی

سید ابوالقاسم موسوی خویی در ۱۵ رجب ۱۳۱۷ق در شهر خوی از توابع آذربایجان غربی به دنیا آمد. پدرش سید علی‌اکبر خوئی، از شاگردان عبدالله مامقانی بود که به دلیل عدم موافقت با مشروطه غیرمشروعه، در سال ۱۳۲۸ق از ایران به نجف مهاجرت کرد.

آیت الله خویی شنبه ۸ صفر ۱۴۱۳ق، ۱۷ مرداد ۱۳۷۱ش، در ۹۷ سالگی به علت بیماری قلبی در کوفه درگذشت و در کنار مسجد الخضراء در صحن حرم امیرالمؤمنین دفن شد.

همسر و فرزندان

آیت الله خویی دو بار ازدواج کرد. فرزندان وی، سه پسر و سه دختر از همسر اول، و چهار پسر و دو دختر از همسر دوم هستند. برخی از فرزندان شناخته‌شده آیت الله خویی عبارتند از:

سید جمال الدین خویی، فرزند ارشد آیت الله خویی که بیشتر عمر خود را صرف امور مرجعیت پدرش در نجف کرد. برخی از آثار او عبارتند از شرح کفایة الاصول، بحث فی الفلسفة و علم الکلام، توضیح المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، شرح دیوان متنبی، و دیوان شعر به فارسی.

سید محمدتقی خویی، پس از تأسیس بنیاد آیت الله خویی در سال ۱۳۶۸ش دبیر کل آن شد. پس از انتفاضه شعبانیه در ۱۳۶۹ش، عضو هیئت منتخب پدرش برای اداره مناطق آزادشده بود؛ اما در پی سرکوب این قیام و قتل عام شیعیان، به همراه پدرش در حصر خانگی قرار گرفت و سرانجام در ۳۰ تیر ۱۳۷۳ش در حادثه رانندگی درگذشت. برخی این رخداد را حاصل برنامه‌ریزی دولت صدام دانسته‌اند.علاوه بر تقریرات درس فقه پدرش، الالتزامات التبعیة فی العقود از آثار اوست.

اطلاعات دقیقی درباره دختران آیت الله خویی در دست نیست، اما برخی از دامادهای وی عبارتند از سید نصرالله مستنبط، سید مرتضی حکمی، سید جلال الدین فقیه ایمانی، جعفر غروی نائینی، و سید محمود میلانی.

زیست علمی

سید ابوالقاسم خویی سال ۱۳۳۰ق در ۱۳ سالگی، همراه با برادرش سید عبدالله خویی به پدر خود در نجف پیوست. او شش سال به تحصیل مقدمات و سطوح عالی حوزه پرداخت و سپس ۱۴ سال در درس استادان علوم مختلف از جمله فقه و اصول شرکت کرد. از این میان، چنانکه خود او در زندگی‌نامه خودنوشت آورده، بیشترین استفاده را از محمدحسین نائینی و محمدحسین غروی اصفهانی داشته است.

اساتید و اجازه اجتهاد

سید ابوالقاسم خویی، علاوه بر آنکه به گفته خود، از میرزا محمدحسین نائینی و میرزا محمدحسین اصفهانی بیشترین استفاده علمی را برده و دوره‌ای کامل از علم اصول و برخی کتاب‌های فقهی را از آنان آموخته، از اساتید دیگری از جمله شیخ الشریعه (درگذشته ۱۳۳۸ق)، شیخ مهدی مازندرانی (درگذشته ۱۳۴۲ق) و آقا ضیاء عراقی نیز یاد کرده است.

برخی دیگر از استادان آیت الله خویی عبارتند از شیخ محمدجواد بلاغی در علم کلام، عقاید و تفسیر، سید ابوتراب خوانساری در علم رجال و درایه، سید ابوالقاسم خوانساری در علم ریاضیات، سید حسین بادکوبه‌ای در فلسفه و عرفان و همچنین سید علی قاضی.

سید ابوالقاسم خویی در طول دوران تحصیل خود در حوزه علمیه نجف، با سید محمدهادی میلانی (درگذشته ۱۳۹۵ق)، سید محمدحسین طباطبایی (درگذشته ۱۴۰۲ق)، سید صدرالدین جزایری، علی‌محمد بروجردی (درگذشته ۱۳۹۵ق)، سید حسین خادمی و سید محمد حسینی همدانی مباحثه می‌کرده است.

خویی در سال ۱۳۵۲ق از بسیاری از بزرگان حوزه علمیه نجف اجازه اجتهاد دریافت کرده است؛ محمدحسین نائینی، محمدحسین غروی اصفهانی، آقا ضیاء عراقی، محمدحسین بلاغی، میرزا علی آقا شیرازی، و سید ابوالحسن اصفهانی از این جمله‌اند.

مرجعیت

آغاز مرجعیت آیت الله خویی به روشنی مشخص نیست، اما بسیاری از منابع، آغاز جدی مرجعیت او را پس از درگذشت آیت الله بروجردی دانسته و تاکید کرده‌اند که پس از درگذشت آیت الله حکیم، خویی مخصوصاً در عراق، مرجع برتر شناخته می‌شد و جایگاه مرجعیت او در میان شیعیان ایران هم مهم گزارش شده است. آیت الله خویی، از جمله مراجعی دانسته شده که در میان اکثر شیعیان، اعم از عرب و غیرعرب، نفوذ چشمگیری داشته است.

چهارده نفر از مجتهدین نجف از جمله صدرا بادکوبه‌اى، سید محمدباقر صدر، سید محمد روحانی، مجتبى لنکرانى، شیخ موسی زنجانی، یوسف کربلائی، سید یوسف حکیم، و سید جعفر مرعشی اعلمیت خویی را اعلام کردند. سید موسی صدر از سوی مجلس اعلای اسلامی شیعیان لبنان، خویی را مرجع اعلم معرفی کرد.

هفتاد سال تدریس

سید ابوالقاسم خویی در خلال تحصیل در حوزه علمیه نجف، به تدریس هم مشغول بوده و به گزارش منابع مختلف، هر کتابی را که می‌آموخته، آن را تدریس می‌کرده است.

پس از درگذشت محمدحسین غروی نائینی و محمدحسین غروی اصفهانی، مجلس درس سید ابوالقاسم خویی و میرزا محمدعلی کاظمی خراسانی، از درس‌های مهم نجف گزارش شده و بر این اساس، پس از درگذشت کاظمی خراسانی، مجلس درس آیت الله خویی، برترین و پرجمعیت‌ترین حوزه درسی نجف معرفی شده است. چنانکه خویی در زندگی‌نامه خودنوشت آورده، در خلال سال‌های طولانی تدریس، جز در روزهای بیماری و سفر، هیچ گاه دست از تعلیم شاگردان خویش نکشیده است. او در مجموع هفتاد سال به تدریس دروس سطح و خارج در حوزه نجف پرداخته و بر اساس منابع، نزدیک پنجاه سال، مهمترین مجلس درسی حوزه علمیه نجف را عهده‌دار بوده و طلابی از ایران، هند، افغانستان، پاکستان، عراق، لبنان و برخی کشورهای دیگر، در درس او حاضر می‌شده‌اند.

آیت الله خویی، یک دوره کامل درس خارج فقه و شش دوره درس خارج اصول فقه را به شاگردان خود تعلیم داد. او همچنین در یک دوره کوتاه به تدریس تفسیر قرآن پرداخت.

شیوه تدریس
آیت الله خویی، در تدریس مباحث علمی، چیره‌دست و مسلط خوانده شده که مطالب را شمرده، فصیح، منظم و بدون وارد شدن به زواید و حواشی بیان می‌کرده، به مباحث فلسفی نمی‌پرداخته، استفاده فراوانی از روایات می‌کرده و به سندهای روایات توجه ویژه می‌کرده است. درس وی، خلاصه‌ای از آراء و مبانی علمی مجالس درس آقا ضیاء عراقی، محمدحسین غروی نائینی و محمدحسین غروی اصفهانی و نظرات خود وی توصیف شده است.

آثار و تقریرات

آثار مختلفی از جمله تألیفات و رساله‌های علمی، رساله‌های عملیه، و تقریرات درس‌های اساتید، از جمله آثاری است که توسط آیت الله خویی نگاشته شده است. بسیاری از آثار آیت الله خویی، در کتابی پنجاه جلدی با عنوان «موسوعة الامام الخوئی» گردآوری شده است که ۴۲ جلد از این مجموعه، شامل یک دوره کامل فقه استدلالی، و جلد ۴۳ تا ۴۸، یک دوره کامل اصول فقه است. جلد ۴۹ از این مجموعه، شامل چند رساله رجالی و سه رساله از تقریرات درس‌های خویی و مواردی دیگر است و جلد پنجاه، حاوی کتاب البیان فی تفسیر القرآن است.

تالیفات و رساله‌های علمی

سید ابوالقاسم خویی، آثاری در موضوعات مختلف از جمله علوم قرآنی، فقه، اصول فقه و رجال داشته است؛ از جمله:

رسالة فی نفحات الاعجاز، اثری کلامی در اثبات اعجازو جاودانه بودن قرآن کریم است که در پاسخ به کتاب «حسن الایجاز فی ابطال الاعجاز»، اثر فردی با نام مستعار نصیرالدین ظافر نوشته شده است. آیت الله خویی این کتاب را در ۲۵ سالگی نوشته و اولین اثر اوست.

البیان فی تفسیر القرآن، شامل مقدمه‌ای مبسوط درباره برخی مباحث علوم قرآنی و نیز تفسیر شش آیه از سوره حمد است. مقدمه این کتاب، حاوی موضوعات مختلفی از جمله فضیلت، اعجاز، و جاودانگی قرآن کریم است. در این مقدمه، بر نادرستی تحریف قرآن کریم تاکید شده. همچنین بررسی ۳۶ آیه از قرآن کریم که ادعای منسوخ شدن آنها مطرح شده، در این مقدمه آمده و آیت الله خویی معتقد است آیات مذکور منسوخ نشده‌اند. به گفته برخی محققان، البیان از آغاز انتشار، مورد توجه مجامع علمی و مبنای درس‌های این رشته در حوزه و دانشگاه قرار گرفت.

معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرجال، در ۲۳ جلد، کتابی رجالی است که اولین بار در ۱۳۹۸ق در نجف چاپ شد و شرح حال بیش از ۱۵ هزار تن از راویان احادیث را بیان کرده و در توضیح هر راوی، تمام راویان از آن شخص را ذکر کرده است. این اثر، مفصل‌ترین و از جمله قوی‌ترین مجموعه‌های رجالی شیعه دانسته شده است.

رساله‌های عملیه و آثار فتوایی

نزدیک به ۳۰ اثر فتوایی از آیت الله خویی منتشر شده است؛ از رساله‌ای درباره لباس مشکوک که در ۱۳۶۱ق در نجف چاپ شده، تا کتاب المسائل المنتخبه که به زبان‌های عربی، فارسی، انگلیسی، اردو، فرانسوی، اندونزیایی و ترکی منتشر شده و خلاصه‌ای است از کتاب منهاج الصالحین. آثاری مانند توضیح المسائل، منتخب الرسائل، مناسک حج به زبان‌های عربی و فارسی، و همچنین رساله‌ای با عنوان «ازالة المحادة عن ملک المنافع المتضادة» که در سال ۱۳۵۱ق نوشته شده، برخی دیگر از این آثار فقهی و فتوایی است.[۳۷] مهمترین آثار فقهی خویی عبارتند از:

منهاج الصالحین، مهمترین اثر فتوایی آیت الله خویی است که ابتدا آن را به صورت تعلیقه بر منهاج الصالحین سید محسن حکیم نگاشته و سپس تعلیقه‌های خود را به جای آرای حکیم در متن گنجانده و در نهایت کتاب حکیم را بر مبنای فتاوای خود بازنویسی کرده است. این اثر اولین بار در سال ۱۳۹۰ق در نجف چاپ، و پس از آن بارها منتشر شد. شرح منهاج الصالحین آیت الله خویی، در ده جلد به قلم سید تقی طباطبایی قمی چاپ شده است. برخی از فقیهان پس از خویی، مخصوصاً شاگردانش، با الهام از او در تالیف این اثر فتوایی، رساله‌های عملی خود را با عنوان منهاج الصالحین تالیف کرده‌اند.

حاشیه بر عروة الوثقی: آیت الله خویی نخست حاشیه‌ای بر این کتاب فتوایی نوشت که در جلسه استفتاء با حضور شاگردان زبده‌اش تنظیم شده بود ولی پس از تدریس دوره کامل عروة بار دیگر بر آن حاشیه زد که گفته‌اند حدود یک سوم آن با حاشیه قبلی متفاوت است.

تقریرات درس‌های استادانش

در منابع از تقریرات او از درس‌های فقه و اصول دو استادش، میرزا محمدحسین نائینی و محمدحسین اصفهانی یاد شده است .آقا بزرگ تهرانی از تقریرات درس آقا ضیاء عراقی هم نام برده است. در این میان مهمترین و مشهورترین تقریراتی که از آیت الله خویی بر جای مانده، تقریرات او از درس اصول نائینی است که نخستین بار با نام اجود التقریرات در زمان حیات محمدحسین نائینی چاپ شد و سال‌ها بعد پس از بازنگری و اضافه کردن مواردی، در سال ۱۳۶۸ق در تهران منتشر شد. این اثر از مهمترین منابع درباره نظریات اصولی نائینی دانسته شده است.

تقریرات درس‌های خویی به قلم شاگردانش

بسیاری از شاگردان آیت الله خویی، در سال‌های تدریس او، تقریرات درس‌های او را تدوین می‌کرده و این تقریرات پس از بازبینی سید ابوالقاسم خویی چاپ می‌شده است. برخی از این تقریرات عبارتند از:

مصباح الاصول، اثر سید محمدسرور واعظ بهسودی، یک دوره کامل اصول فقه آیت الله خویی.

دراسات فی الاصول اثر سید علی هاشمی شاهرودی که تقریر کامل دوره سوم درس اصول آیت الله خویی است.

محاضرات فی اصول فقه به قلم محمداسحاق فیاض که آیت الله خویی آن را بسیار پسندیده است.

مبانی الاستنباط نوشته سید ابوالقاسم کوکبی تبریزی.

مصابیح الاصول به قلم سید علاءالدین بحرالعلوم.

رسالة فی الامر بین الامرین نوشته محمدتقی جعفری آیت الله خویی این موضوع کلامی-فلسفی را به تبع آخوند خراسانی در کفایه الاصول، در مبحث اصولی «‌طلب و اراده‌» مطرح کرده است.

مصباح الفقاهه فی المعاملات، اثر محمدعلی توحیدی در علم فقه. آیت الله خویی در تقریظ خود، تتبع، تدقیق و وسعت آگاهی نویسنده را ستوده است.

شاگردان

آیت الله سید ابوالقاسم خویی، شاگردان فراوانی داشته و برخی منابع بیش از ۶۰۰ شاگرد برای وی برشمرده‌اند. برخی از شاگردان برجسته خویی که عضو هیئت استفتاء وی بوده‌اند، عبارتند از محمد اسحاق فیاض، صدرا بادکوبه‌ای، سید محمدباقر صدر، میرزا جواد تبریزی، سید علی حسینی بهشتی، سید مرتضی خلخالی، سید علی سیستانی، محمدجعفر نائینی و مرتضی بروجردی.

برخی دیگر از شاگردان وی حسین وحید خراسانی، سید علی هاشمی شاهرودی، محمدتقی جعفری، سید محمدحسین فضل الله، بشیر نجفی، سید موسی صدر، حاج آقا تقی قمی، و سید عبدالکریم موسوی اردبیلی، هستند.

آرا و نظریات علمی

آیت الله سید ابوالقاسم خویی، در فقه و اصول فقه، نظرات و آرای قابل توجهی داشته که گاه با نظرات مشهور فقیهان شیعه متفاوت بوده و به گزارش برخی، ۳۰۰ فتوا بر خلاف فتواهای مشهور فقیهان شیعه، در میان فتاوای آیت الله خویی دیده می‌شود. برخی از این موارد عبارت است از:

مخالفت با مکلف بودن کافران به فروع دین: خویی مانند شیخ یوسف بحرانی و بر خلاف نظر همه علمای شیعه که معتقدند کافران علاوه بر اصول دین، مکلف به فروع دین هم شده‌اند،  بر این باور است که کافران تا زمانی که اسلام را نپذیرند، مکلف به فروع دین نمی‌شوند.

عدم پذیرش نسبی بودن آغاز ماه قمری: به باور آیت الله خویی، بر خلاف نظر مشهور، آغاز ماه قمری برای همه یکسان است و نمی‌توان آن را چیزی نسبی دانست. چرا که معیار آغاز ماه قمری، بر اساس آرای خویی، بیرون رفتن ماه از محاق است که پدیده‌ای تکوینی است و به وضع قرارگیری خورشید، ماه و زمین مرتبط است و وابسته به اجزا و مناطق گوناگون زمین نیست.

مخالفت با شهرت فتوایی و اجماع: سید ابوالقاسم خویی، درباره شهرت فتوایی، نظراتی به کلی متفاوت با نظرات مشهور عالمان شیعه داشته است. به باور بیشتر اصولیان شیعه، اگر یک فتوا در میان فقیهان، مشهور باشد، روایت معتبری که با آن ناسازگار است، اعتباری ندارد. خویی اما با این اصل مخالف است و «شهرت فتوایی» را در ترجیحات باب تعارض در اصول فقه ذکر نکرده و معتقد است، شهرت عملی ضعف سند روایت را جبران نمی‌کند؛ همانطور که بی‌توجهی فقها به یک حدیث صحیح، آن را از حجیت ساقط نخواهد کرد. وی اعتبار و حجیت اجماع را هم زیر سوال برده است؛ چه اجماع منقول و چه اجماع محصَّل. با این حال خویی در فتاوای خود احتیاط کرده و به اجماع توجه کرده است.

فتاوای مخالف مشهور: بسیاری از فتواهای آیت الله خویی، متفاوت از فتاوای مشهور فقیهان شیعه است؛ مواردی از جمله: جواز خارج شدن زن از خانه بدون اجازه همسر، جواز سقط جنین برای زن در صورت احتمال مرگ خود، جواز ازدواج دائم مرد مسلمان با زن اهل کتاب، مشروط نبودن جهاد ابتدایی به حضور امام معصوم، شرط نبودن اجتهاد برای قاضی، و همچنین طهارت چرم‌های وارد شده از کشورهای غیرمسلمان که ذبح شرعی آنها مشکوک است.

اقدامات سیاسی

سید ابوالقاسم خویی، تا پیش از مرجعیت، بیانیه‌ها و اطلاعیه‌هایی در محکومیت اقدامات حکومت پهلوی صادر کرده، در یک دوره بیش از ده ساله، تقریباً سیاست سکوت را در پیش گرفته و سپس در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی در ایران در بهمن ۱۳۵۷ش، به حمایت از امام خمینی و انقلاب اسلامی پرداخته است. سرانجام حمایت خویی از انتفاضه شعبانیه شیعیان عراق، به حصر خانگی او انجامید. برخی از اقدامات اجتماعی و سیاسی آیت الله خویی عبارتند از:

مواضع علیه حکومت پهلوی

سید ابوالقاسم خویی تا پیش از مرجعیت، از چهره‌های فعال در مسائل سیاسی بوده و در برخی موارد حتی مواضع شدیدی از وی گزارش شده است. خویی در مهر ۱۳۴۱ش در تلگرافی به شاه با لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی مخالفت کرد و آن را مغایر شرع خواند. همچنین در پیامی به سید محمد بهبهانی، تاکید کرد که «خاموش کردن صدای ملت با قوه قهریه، دیری نخواهد پایید و تبلیغات عوام‌فریبانه، مشکلات را حل نمی‌کند و اقتصاد ورشکسته و ناخشنودی مردم را درمان نخواهد کرد. «او همچنین در واکنش به واقعه فیضیه در ابتدای سال ۱۳۴۲ش، تلگرافی به شاه فرستاد و از «انحطاط مملکت اسلامی و خط مشی زمامدارانش» اظهار تأسف کرد.[۶۱] یک ماه بعد در پاسخ به نامه جمعی از علمای ایران، عدم صلاحیت حاکمان فاسد را اعلام کرد؛ وظیفه روحانیت را سنگین دانست و سکوت را ناروا شمرد. ستمگر خواندن دستگاه حاکم ایران پس از کشتار مردم در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ش، حکم به ممنوعیت شرکت در انتخابات دوره ۲۱ مجلس و از اعتبار ساقط دانستن آن، حمایت از امام خمینی در پی دستگیری و شایعه محاکمه امام، برخی دیگر از واکنش‌های سیاسی اوست.

دوره سکوت بیش از ده ساله

آیت الله خویی، پس از مرجعیت، از سیاست کناره گرفت. این دوره، با سال‌های حضور امام خمینی در نجف همزمان بود. سکوت او در برابر رخدادهای دوران انقلاب ۱۳۵۷ش ایران، اعتراضاتی را در ایران برانگیخت. حضور فرح دیبا، همسر محمدرضا پهلوی در بیت (دفتر مرجعیت) او در ۲۸ آبان ۱۳۵۷ش، به این اعتراضات دامن زد، ولی آیت الله خویی در یادداشتی خطاب به برخی علما، این ملاقات را ناگهانی و ناخواسته دانست.

ملاقات فرح دیبا با آیت الله خویی

فرح دیبا، همسر محمدرضا پهلوی، شاه وقت ایران، در ۲۸ آبان ۱۳۵۷ش، همزمان با عید غدیر، به صورت ناگهانی و بدون کسب اجازه، به دیدار سید ابوالقاسم خویی رفت.[۶۸] این دیدار در شرایطی صورت گرفت که انقلاب اسلامی مردم ایران اوج گرفته و امام خمینی از عراق اخراج شده بود.[۶۹] ملاقات فرح دیبا با آیت الله خویی، موجب شد سید ابوالقاسم خویی در محافل انقلابی مورد انتقاد قرار گیرد.[۷۰] از همین رو این مرجع تقلید در یادداشتی خطاب به سید صادق روحانی، ضمن تاکید بر ناگهانی و ناخواسته بودن این ملاقات، یادآور شد که در این دیدار، «شدیداً نسبت به حوادث ناگوار و فجایعی که در کشور ایران رخ داده، اعتراض نمودیم.»[۷۱] حسین فردوست، از نزدیکان محمدرضا پهلوی، درباره این دیدار گفت: آیت الله سید ابوالقاسم خویی تقاضای ملاقات فرح پهلوی را بدون پاسخ گذاشته بود و فرح شخصاً با حجاب اسلامی به منزل آیت الله خویی می‌رود.

همراهی با انقلاب اسلامی ایران

آیت الله خویی پس از ملاقات فرح دیبا با وی در آبان ۱۳۵۷ش، در شرایطی که مبارزات مردم علیه حکومت پهلوی تشدید شده بود، به همراهی با انقلاب اسلامی ایران پرداخت و پس از آن هم در موارد مختلف، از جمهوری اسلامی ایران حمایت کرد. وی پیش از پیروزی انقلاب، در بیانیه‌ای خطاب به مراجع، علما و ملت ایران، از مردم خواست که با شجاعت و با حفظ موازین شرعی قدم بردارند.[۷۳] خویی پس از آن در جریان همه‌پرسی تعیین نظام جمهوری اسلامی، مردم را به رأی دادن به جمهوری اسلامی فراخواند، از شاگردان خود خواست تا در امور انقلاب مشارکت کنند و در جنگ عراق با ایران، به رغم فشار دولت صدام مبنی بر حمایت از عراق، حکم به جواز استفاده از وجوهات شرعی در تأمین ملزومات رزمندگان ایران داد.

در اخراج ایرانیان از عراق

در جریان اخراج ایرانیان از عراق، از اواخر دهه ۱۳۴۰ شمسی، آیت الله خویی از معدود عالمان شیعه بود که اخراج نشد. با این حال اخراج بسیاری از شاگردانش باعث کاهش رونق درس وی شد. بسیاری از شاگردان آیت الله خویی با حضور در حوزه علمیه قم، اندیشه‌های فقهی و اصولی استاد خود را ترویج کردند و حوزه علمیه قم در دوره معاصر را که تا پیش از آن تحت تاثیر روش علمی حائری یزدی و بروجردی بود، با رویکردهای فقهی و اصولی خویی، میرزای نائینی، محقق اصفهانی و آقاضیاء عراقی آشنا کنند.

انتفاضه شعبانیه عراق

مهمترین اقدام سیاسی آیت الله خویی، همراهی او با انتفاضه شعبانیه دانسته شده که وی هیئتی نه نفره را برای اداره مناطق تحت نظر شیعیان تعیین کرد. شکست انتفاضه شعبانیه، به حصر خانگی آیت الله خویی و فشار گسترده حکومت عراق در دوره صدام مواجه شد. سید ابوالقاسم خویی به دلیل حمایت مستقیم از انتفاضه شعبانیه مردم عراق در سال ۱۹۹۱م و تعیین شورای رهبری، توسط حزب بعث بازداشت و به بغداد فرستاده شد. بعد از دو روز بازداشت، به اجبار نزد صدام حسین برده شد و صدام سخنان توهین‌آمیزی خطاب به وی بیان کرد.

خدمات دینی و اجتماعی

آیت‌الله خویی در دوران مرجعیت خود اقداماتی در راستای تبلیغ دین، ترویج علوم اسلامی و یاری رساندن به نیازمندان داشته است؛ ساختن کتابخانه، مدرسه، مسجد، حسینیه، خوابگاه، درمانگاه، بیمارستان، مؤسسه خیریه و دارالایتام، در کشورهای مختلفی از جمله ایران، عراق، مالزی، انگلستان، امریکا و هند از خدمات اوست. ساختمان مرکزی موسسه خیریه آیت الله خویی، در لندن، است.[۷۹] برخی از مراکز اسلامی تحت نظر موسسه خیریه آیت الله خویی عبارت است از:

مرکز الامام الخویی در لندن، شامل مرکز اسلامی، مدرسه امام صادق(ع) ویژه پسران، مدرسه الزهرا(س) ویژه دختران، سالن اجتماعات، کتابخانه عمومی، و کتابفروشی است. ۸۰۰ دانش‌آموز در دو مدرسه این بنیاد تحصیل می‌کنند. در این مرکز ماهانه مجله «النور» به دو زبان عربی و انگلیسی منتشر می‌شود.

مرکز اسلامی امام خویی در نیویورک: شامل سالن اجتماعات با گنجایش سه هزار نفر، کتابخانه با بیش از ده هزار جلد کتاب، مهد کودک، مدرسه پسرانه و دخترانه، هر کدام با ظرفیت ۱۵۰ دانش‌آموز، مدرسه ایمان، ویژه آموزش زبان عربی، قرآن و تربیت اسلامی کودکان، غسالخانه و...

مؤسسه خیریه امام خویی در مونترال: این مؤسسه در سال ۱۹۸۹م و با هدف ارائه خدمات دینی، فرهنگی و اجتماعی شیعی در کشورهای اسلامی و غیراسلامی.

مجتمع فرهنگی امام خویی در بمبئی: به مساحت صد هزار متر مربع در بیست کیلومتری بمبئی و شامل سالن بزرگ اجتماعات، مسجدی با گنجایش سه هزار نمازگزار، کتابخانه‌ای با ۵۰ هزار کتاب و حسینیه‌ای با ظرفیت ۷۰۰ نفر، مدرسه علوم دینی با هزار دانش‌پژوه، مدرسه ابتدایی و راهنمایی با ۱۲۰۰ دانش‌آموز و همچنین داروخانه و درمانگاه.

آثار منتشر شده درباره خوئی

فیلم مستند «آیت الله» به کارگردانی سید مصطفی موسوی‌تبار و به حمایت سازمان هنری رسانه‌ای اوج ساخته شده است. این مستند به زندگی، تحصیلات و نوع رابطه آیت‌الله خوئی با انقلاب اسلامی ایران پرداخته است. 

ارسال نظر